تبليغاتX
ترانه بازی

ترانه بازی

اردلان سرفراز ، داریوش ، فرید زلاند

 

وقت بیداری سیمرغ،صبح سرخ همصدایی ست

خشم خونین قبیله،راهی صبح رهایی ست

شیشه ی عمر سیاهی،خشم تو، بغض منه

همصدای سوگوارم،تو بزن كه بشكنه

وقتشه كه بشكنه!!

در این روزهای خونین قتل عام و اعدام، به نام خدا و امام، كه از خون جوانان وطن لاله دمیده و سیاوشان ما در آتش جنون و جهالت می سوزند، تا فردای سرزمینمان را بسازند، لحظه به لحظه، چشم و دل نگران، در كنارشان بوده، هستم و تا آخرین نفس خواهم بود، كه فریاد آزادی و ازادی خواهی هیچگاه خاموش و بی پاسخ نخواهد ماند. با محكوم كردن هرگونه خشونت، سركوب، خفقان و برادركشی به هر نام و دستاویزی، همراهی و همصدایی خود را با تك تك این نور چشمان مادر داغدارمان، ایران اعلام كرده و تا آخرین نفس در كنارشان می مانم، كه برحقند و حق همیشه پیروز است!

سحر پایان تاریكی ست و این دیری نمی پاید

به امید فردای آبی و آفتابی سرزمینمان

با تمام دست و دلم

+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1388ساعت   توسط حسین  | 

 

رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند       خاکستری زقافله ی اعتبار ماند

Story Image, Click to View Article 

قریب چهل روز از کوچ مردی می گذرد که اعتبار موسیقی دو سرزمین با نام او گره خورده بود، استاد جلیل زلاند، یزرگمردی که بی شک از نوادر و نوابغ تاریخ موسیقی افغانستان و فرهنگ و هنر جهان بوده.

ضایعه ی هجرت او همان تصویر غمناک غروب خورشید است در پشت قله ها

و من امروز، چهلمین غروب درگذشت انسانی شریف و هنرمندی متعهد، استاد جلیل زلاند را نه تنها به برادر عزیزم فرید و خانواده هنرمندش - که من هم چو آنان در سوگ پدر سیاه پوشم - بلکه ملت افغانستان و دنیای هنر تسلیت می گویم  

با احترام

اردلان سرفراز

 ۲۰ خرداد ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1388ساعت   توسط حسین  |